2821
2789
عنوان

خاطرات خنده دار بیاین تعریف کنیم

| مشاهده متن کامل بحث + 3926 بازدید | 54 پست

یه بارم داشتم میرفتم اتاق عمل خیلی ترسیده بودم ،یکی رو آورده بودند اونم واسه عمل،گفتم به این چی شده ؟خانومی گف چاقو خورده ،ببینید چقدر استرس داشتم میپرسیدم چطور آخه چاقو رو خورده ،مگه میشه چاقو رو قورت داد

خدایا عاشقتم،جز خودم ازت هیچ گله ای ندارم

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

ترکیدم از خنده خخخ شوهرجان هم فقط نگاه

الهی شکر ب داده و نداده ات ،ک داده ات نعمت و نداده ات حکمت هس 🙏عشق زندگیم شوهرم♥ و گل پسرم 😘 و مامان و بابام اینا😘 و داداشام و ابجی هام😘و دوستای جون جونیم🌺

پسره اگه خوشتیپ بود ، میاوردیش برای من

چرا ک ن 🤣🤣

الهی شکر ب داده و نداده ات ،ک داده ات نعمت و نداده ات حکمت هس 🙏عشق زندگیم شوهرم♥ و گل پسرم 😘 و مامان و بابام اینا😘 و داداشام و ابجی هام😘و دوستای جون جونیم🌺

راستی یه خاطره ی بی ادبی هم دارم ،رفته بودم زایمان سر بچه ی اولم ،نتونسته بودم شیو کنم خود خدمه انجام داده بودن،نکن قسمت بالا مونده پایین رو شیو کردن،یه خانومه بعد از زایمان گف من که خودم کلی درد داشتم ولی وقتی دیدمت که مثل صورت آقایون شده که سیبیل داره ولی ریشاش رو زدن میخندیدم،وای چقدر خودمم خندیدم

خدایا عاشقتم،جز خودم ازت هیچ گله ای ندارم

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز