من19 سالمه، به یه پسر 22 ساله آشنا شدم 9 ماهه. خوبیم باهم خداروشکر. ولی پدر مادرم مخصوصا مادرم با این قضیه کنار نمیان. همون اوایل متوجه شدن و کلی محدودم کردن. اعتمادشون صلب شد یجورایی ازم. امروز خواستم برم ببینمش که نشد. بابام بهم شک کرد. خیلی.. با بابام راحت ترم کلا. بابام میگه دوست دارم باهام شفاف باشی و چیزی بینمون فاصله نندازه. ولی میدونم سر پسر اصلا شوخی نداره و اگه بگم خودم رو به فنا دادم.🤦🏻♀️ میگه بیا بهم بگو من باباتم. مگه یه پدر چی داره جز بچه هاش ولی میدونم اگه بگم بابام مخالفت میکنه و...🤕. از طرفی دیروز داشتم به این فکر میکردم که کلا برای ازدواج حوصلهی راضی کردن مامان بابامو ندارم.. به هر حال کاریه که باید یه روزی انجامش بدم.چیکار کنم؟ تجربه شما چیه؟ چیکار کنم؟ شرایط رو چطور مدیریت کنم؟ بگم یا چراغ خاموش برم جلو فعلا؟ سلیقه من باهاشون فرق داره و من اصلا نمیتونم با سنتی کنار بیام 😑
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.