نامزدم خیلی دوست دارم اونم همینطور قبلا میگفت تو نباشی میمیرم الان اصلا انگار فازش تغییر کرده . زیر سرش بلند نشده فقط نمیدونم چرا میگه اگه نشد هم نشد.
شیش ماه پیش یه مشکلی براش پیش اومد مجبور شد از شهرمون بره تهران پیش خانوادش زندگی و کار کنه منم نیرفتم میومدم سر میزدم بهش الان یک ماهه اومدم یبار به من نگفته بیا دلم برات تنگ شده پدرمادرش گفتن بیا چرا نمیای فلان
منم سر این موضوع غر زدم و اهر گف میخای بیای بیا و من لج کردم نرفتم
تا دیروز که کلا به من زنگ نزد و بهش گفتم یه زنگ نزنی گفت عصبیم کردی خستم کردی فلان من واقعا آویزون نیستم