من تو حیطه بازرگانی بین الملل کار میکنم
از بعد جنگ کارمون خوابیده
همه نیروهامونم فعلا تعدیل شدن
مدیر عامل و من و یک ترخیص کار فقط تو کل مجموعه موندیم
خیلی احساس بطالت میکنم
صبح از خواب ناز بیدار میشیم میایی شرکت کارت ورود میزنیم یه چای صبحونه میخوریم اطلاعیه هارو چک میکنیم میبینیم امروزم هیچ کاری از دستمون برنمیاد
هر کی میره یه طرفی واسه خودش.
واقعا حس بدیه.
یادمه به قدری سرمون شلوغ بود که روز اول جنگ حتی تو موشک بارونم نمیتونستیم فرار کنیم