نگا تاپیک آخرم کنید میفهمید کیو میگم
رفتم دیدمش تو یه کافه قرار گذاشتیم
دیگه با سلام و علیک و اینا گفت چقد تغییر کردی منم هیچی نگفتم در جوابش
گفتم چه کارم داری گفتی بیام کار دارم( ولی نداشتم خواستم آویزونش نباشم)
گفت اومدم بگم من رابطه امو خیلی یهویی با تو تموم کردم
ولی خب اینم بهت بگم با اینکه خانواده گیر دادن باید فلانی( یه دختر از فایلمون) و بگیری و باهاش ازدواج کنی
و رفتیم خواستگاریش من میوفتم گاهی یاد تو و خاطراتت دلم واست تنگ میشه
من اینجوری بودم که چی میگی اگه منو میخواستی نمیرفتی😐😐
گفت خوب نه ببین از سر کله پوکی این کارو کردم تو دربرابر فلانی( دختره که میگن باهاش ازدواج کنه) برام خیلی فرق داری
واقعا خنده دار بود بچه ها😀😀
چطور باور کنم؟
من بعد رفتنش نابود شدم که برگرده بگه دلم واست تنگ شده؟
چرا حس میکنم مشکوکه
خودم خیلی دوسش دارم همش چکش میکنم یواشکی ولی میترسم بازم اذیتم کنه و بره و بازم داغون شم
من هنو با رفتنش کنار نیومدم که یهو برگشت.
خیلیم دوسش داشتم با هر بار فک کردن بهش بغض میکنم🥲🥲🥲