این آقا ده روز پیش
مادرش منو بهش نشون دادن بیرون ، حالا خیلی روش نشد ب من نگاه کنه یه نگاه انداخت و خجالت کشید رفت
بعدش مادرشون زنگ زدن اومدن خونمون خواستگاری
باهم حرف زدیم دیگ رفتن ازشون خبری نشد
حالا ایشون وقتی میره محل کارش یا برمیگرده خونه
از دم کافی نت ما رد میشه و داخل مغازه منو نگاه میکنه و میره
نمیدونم دلیل این نگاه کردنش چیه آخه
خب تو نخواستی نگاه نکن دیگ ای بابا مردک خر