من دوران ابتدایی تو روستای پدریم بودم بعدش رفتیم ازونجا دورادو از زندگیاشون خبر دارم
اونجا دوتا همکلاسی داشتم که الان ۲۰ سالشونه
مرضیه ۱۴سالگی ازدواج کرد با یه بنا ۳سال بعدم یه دختر بدنیا آورد آیلی
دوماه پیش از دوست مشترکمون شنیدم شوهرش بخاطر ۵۰میلیون بدهی خودکشی کرده
صاحب خونشونم اسباب خونشونو ریخته تو کوچه
الان با یه بچه تو کارخونه لواشک کار میکنه
پسره حتی نذاشت دیپلم بگیره
دومیشم فاطمه شاگرد اول مدرسشون بود همیشه
با یه شیشه بر کلاس نهم ازدواج کرد درسم ول کرد
یه سال بعدم یه پسر آورد
شوهرش چندبار مزاحم یکی از زنای روستا میشه
شوهر زنه میفهمه میره سر شوهر فاطمرو میبره
خود شوهررم چن وقت پیش اعدام کردن
فاطمه ام بچرو داده به مادر شوهرش میگه ۳ساله سراغی از بچهه نگرفته یعنی از زمانی که شوهرشو کشتن