دیگع خسته شدم همش میگم کاش سرطان داشتم شابد اون موقع خانوادم درکم میکردن یا حداقل دلشون برام میسوخت ب فکر درمانم بودن
افسردگی شدید دارم ولی کاش ففط این بود هر نوع وسواسی ک بگید گرفتم کمالگرا شدم تصمیم گیری برام سخته کوچک ترین مسئله رو انقدر بزرگ میکنم ک نمیتونم راجبش تصمیم بگیرم
رفتم پیش روانشناس دو سال پیش گفت باید چند سال بیای پیش من پیش روانپزشک هم بری بهت دارو بده
مامانم و بابام انقدر براشون مهم نبود
دکتره میگفت بگو مامانت بیاد مامانم میگفت بگو مادر نداری منم دیگه نرفتم
اصلا یبار ازم نمیپرسن حالت خوبه بهتر شدی
همش فکر میکنن دارم ادا در میارم
چطور ممکنه کسی ک دکتر گفته حالت خیلی لده بابد قرص بخوری بدون هیچ درمانی خوب بشه
ببخشید خیلی زیاد شد دلم خیلی پرهههه