2821
2789

یکسال پیش نامزدم و دخترعموم میخواستن باهم ازدواج کنن و در شرف خواستگاری بودن و بخاطر شرط و شروط سنگین خانواده دختره خانواده پسر راضی نشدن


تین موردم نامزدم بهم نگفته بود دیروز عصر بعد اینکه اینجا تاپیک زدم ازش پرسیدم راسته که یه همچین قضیه ای پیش اومده بود و ازش پرسیدم چرا خودش بهم نگفت و من از زبون یکی دیگه شنیدم


برگشت گفت نمیخواستم حساست کنم و باعث بدبینیت به دخترعموت بشم از طرفی گذشته ها گذشته دیدم توهم زنی به هر حال حساسی من اگه اون قدر خاطرخواه اون خانم بودم شرط و شروطش رو هم قبول میکردم و گفت نخواستم با گفتنش از دستت بدم


بعد شروع کرد به قربون صدقه و گفت خیلی خوشحاله که وصلت انجام نشده و خواست خدا بوده و اینا


نظرتون راست میگه؟؟


من هیچی دیگه جواب ندادم فقط در جواب گفتم چی بگم


قبول کنم؟یا ناز کنم و همچنان تو قیافه بمونم چرا زودتر نگفته؟میخواد بیاد دنبالم امروز بریم بیرون کمککک


5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

گزینه مناسب نبود راستش برات ولی دیگه چیزیه که شده

تو آینده اگه مثلا با دختر عموت اینا مواجه شدین ممکنه حالت خراب بشه

فردا به جهنم خواهم رفت!                                          Turk❤
اصلا همچین خاستگاری رو نباید قبول میکردی چه برسه نامزدی!چون فامیلتونه میگم وگرنه غریبه بود مهم نبود

من اصلا نمیدونستم تاره دیروز پریروز فهمیدم اونم خودش نگعت از زبون یکی از اشناها شنیدم

گزینه مناسب نبود راستش برات ولی دیگه چیزیه که شده تو آینده اگه مثلا با دختر عموت اینا مواجه شدین ممک ...

باهاشون قطع ارتباطیم ازون جهت تقریبا راحتم

ولی خب میگم نکنه از لج اون اومده سراغم

من اصلا نمیدونستم تاره دیروز پریروز فهمیدم اونم خودش نگعت از زبون یکی از اشناها شنیدم

من همسرم قبل من یه نامزدی دو سه ماهه داشته(عقد نبودن)عم سنش کم بوده بعد سربازیش هم انتخاب خودش نبوده خلاصه تفاهم نداشتن بهم خورده ولی برا من اصلا مهم نبود واقعیت گذاشتم بحساب اینکه دوست دختری بوده که حالا خونواده ها در جریان بودن بالاخره خودمم گذسته ای داشتم،چیزیم ازشون نمیدونم اصلا نمیشناسمشونم،ولی خب اگه آشنا بود قطعا قبول نمیکردم

خلاصه که خانمای خوشگل هیچوقت باهم پرابلم ندارن💅🏻😌

باهاشون قطع ارتباطیم ازون جهت تقریبا راحتمولی خب میگم نکنه از لج اون اومده سراغم

بی مورد ترین و بهترین زندگی هارو هم پروبال دادن به احتمالات منفی نابود میکنه.

اول که احتمالات منفی در نظر بگیر مثبت هم در نظر بگیر

دوم از رفتارای یکی مشخص میشه که تورو دوست داره یا دلش پیش یکی دیگست حواستو جمع کنی از کوچکترین حرفای طرفت هم مچشو میگیری

سوم عزیزم فیلم نیست این اتفاقا تو واقعیت خیلی کم اتفاق میوفتن

ولی خیلی زیاد هم اتفاق میوفتن که پسری خواستگاری دختره بره و یکی از اطرافیان اون دختر هم بپسنده حالا اگه از دختره جواب رد شنید بره دنبال اون یکی موردعلاقش

دیگه خودت با توجه به رفتارش نگران باش.

و بزرگترین مشکل هم احساسات خودته که هر دفعه با فکر کردن به این موضوع قراره چه حسی داشته باشی ،خودت تصمیم بگیر ببین تو آینده میتونی باهاش کنار بیای یا نه

فردا به جهنم خواهم رفت!                                          Turk❤
من اصلا نمیدونستم تاره دیروز پریروز فهمیدم اونم خودش نگعت از زبون یکی از اشناها شنیدم

متعجبم پرا تو فامیل زودتر قبل اینا نفهمیدی

ما تو فامیلیمون یکی سرفه میکنه همه میفهمن

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز