الان یه ساله خونه بابامم تو این یه سال فقط ۴ بار همو دیدیم ۳ بار تو دادگاه و یکبارم به صورت پنهانی خونوادش نفهمند اومد دیدنم که برگردم،خونوادش که به هیچ عنوان نه زنگ نه دنبالم اومدن اصلا(از خداشونه جدا شم فوق العاده حسودن و فقط میگن پسرمون با حرف ما باشه)از خونوادش میترسه میاد بهم پیام میده زنگ نمیزنه اما پشت سرم به خونوادش میگه من نمیخوام من طلاق میدم(فامیل هم تا الان نذاشتم بفهمه،هر می پرسیده زنت کجاست برگشته گفته بردم خونه مامانش دلتنگشم بود)خودش مثلا میاد یه هفته پیام میده تا دو هفته پیداش نیس،میگه برگرد اما خودش نمیاد فقط میخواد خودم برگردم ولی پافشاری هم نمیکنه،با همچین آدمی که خودش اینجوری و خونوادش از خداشونه که طلاق بگیریم حتی خبر ندارن که پیرسون زنگ نمیزنه پیام میده،دوباره از نو فصل جدید پاک کردن گذشته شروع میکردین؟؟؟
اصلا هدفشم نمیدونم چیه پشت سرم به همه میگه طلاق بعد میاد به خودم پیام میده برگرد یا زنگ میزنم یا کادو تولد میده ماهگرد میده،هدفشو نمیدونم