حالا ک امروز حرف پرستار شده
این وسط از پرستار های عزیز (اون اقلیتی ک خاله زنک و بی ادب هستن یه درخواستی دارم)
لطفا فوضولی و دو ب هم زنی نکنیدمخصوصا وقتی تو محیط کار در حال خدمات رسانی هستید
چند سال پیش بچه کوچولوم کرونا گرفت دو شب تا صب اشک ریخته بودم و بچه هم بی جون بود
بالاخره بیمارستان راضی شد بستری کنه
موقع وصل سرم رگ گیری سخت شده بود بچمم کاملا بی جون بود در حدی ک حتی ناله هم نمیکرد موقع خوردن سوزن سرم ب بدنش
بعد نیم ساعت ک رگ گیری شد ،یکی از پرستارای حاضر تو جمع برگشت جلو همسرم و.. گیردادن ب من ک وای تو مادرشی ؟؟؟؟ پس چرا اشک و اه و ناله نکردی بچت اینقدر اذیت شده برای سرم!!!
من فقط بهش گفتم ک تو نمیدونی من این مدت چی کشیدم و با چ حالی بچمو بستری کردن ک الان حاضرم بچم پر از زخم بشه اما این سرم بره تو بدنش و بستری بشه
گفتم شما آماده بودی من یه ناله کنم دست بکشید بگید بذار چندساعت دیگ جراحمون بیاد رگ بگیره و....
اخه مگ میشه کسی دلش کباب نشه برای پاره تنش ک از بدن خودش رشد کرده و متولد شده؟
حقیقتش هر وقت یادم میوفته اون حال خودم رو از خدا براش آرزو میکنم تا دیگ کسیو قضاوت نکنه
اما در کل فاز یه سری از پرستارا چیه ؟ عادت دارید ب فش خوردن از یه قشر بی شعور؟ تو توی
زندگی منی؟اصلا ب تو چه؟