چند روزه حالش خیلی بده مریضه
خیلی ازش مراقبت کردم هواشو داشتم
امروز با هم رفتیم دکتر گفتم کاراشو خودم انجام بدم حال نداره، تو راه بهم گفتم یادم بیار برگشتنی برات بستنی شکلاتی بخرم( میدونه خیلی دوس دارم) منم گفتمش برا چی گفت همینجوری دوست دارم
گفت الناز شاید به زبون نیارم ولی اینو بدون خیلی دوستت دارم، تو خیلی دختر خوبی هستی، تنها رفیقمی بعدش دستم گرفت🥹🥹🥹
منم خب خیلی ذوق زده شدم گرفتم ماچش کردم گفتمش تو هم همینطور عزیزم