یه سنی داریم بین سی و پنجاه نه پیری نه جوونی بلاتکلیفی محض ،اینقدر مزخرفه ،نه از حالت راضی هستی نه می تونی به آرزوهایی که قبلاً داشتی فکر کنی ...مثلا شغل مورد علاقه ات و.....تو یه زندگی گیر افتادی و مجبوری تا تهش بری ،نه می تونی برگردی عقب و نه از آینده ات خبر داری
هم نگران آینده ای و هم حسرت گذشته می خوری
راه حلی دارید برای این بمبست اجباری سنی ؟
اگه تو این دوران عمرتی چی کار می کنی ؟
من سی و دوسالمه از وقتی سی سالم شده این حس مزخرف رو دارم هر چی سعی کردم درستش کنم بدتر شد