بچه ها من با مادر شوهرم اینا توی ساختمونیم موقتا تاخونمون آماده شه بریم مشکل اینجاس ک هیچ وقت خدا خونه نیس می ره میگرده خونه مامانش وآجیاش بعد سر ظهر یاسرافطار می یاد خونه اوایل وقتی نبود من غذا آماده میکردم براش ولی بعدا دیدم اصن ملاحظمو نمی کنه ک این تنهاس توخونه وحس کردم ی طور هر فرضم میکنه براهمین دیگه باهاش سرسنگین شدم بنظرتون کارم درسته یان؟؟؟؟؟