دوستم میگفت ،زمستون یکبار داشته میرفته خونه نامزدش ، بزور شیرینی و گل پیدا کرده ،گرفته (شب ،دیر وقت بوده)) نامزدش زنگمبزنه چرا نمیایی ،اونم شروع میکنه دویدن ، بین راه میخوره زمین، اباس و شیرینی و.گل و ... میره رو هوا 🤣🤣🤣 زنگمبزنه نامزدش میگه ، من از دستت ناراحت شدم بمن امر و نهی میکنی برگشتمخونه🤣🤣