و عذاب وجدان گرفتم 😢
همسایه روبه رویی ما باردار
قبلاً برام صحبت کرده بود که وضع خوبی ندارن
پری روز تو خیابون دیدمش
گفتم هرررررررچی که دلت خواست بگو من برات درست میکنم
گفت حتما مرسی کلی تشکر کرد
امروز براشت به مقدار غذا و... بردم
ظرفام دادنی گفت ببخشید من تو خونه چیزی ندارم بزارم داخل ظرفات
انقد بغض کردم😭💔
گفتم من چیزی نیاوردم که شما جاش چیزی بدی
ازاین به بعدبرات چیزی آوردم این حرفو نگووووو
ولی خیلی دلم گرفت بدتر عذاب وجدان گرفتم
حس میکنم شرمنده شد
واای چه عذاب وجدان بدی دارم 😢💔
بخدا من نبردم که اینطور بگه💔
هرچی فکر میکنم راه دیگه ی نیست که غذا و خوراکی ها روبرسون بهش 😞