قرار بود امروز رمانم رو تموم کنم و ویراستاریش هم تموم بشه ک دو روز پیش بخاطر داروهای بیهوشی ی ماده.ای رفته تو چشمم قرمز شده و ورم کرده نشد ببینم و تموم کنم رمانم رو
اعصابم ریخته بهم به انتشارات گفتم تا جمعه تمومش میکنم ❤️🩹
دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.