2777
2789
عنوان

دو روز پیش تو خیابون یه صحنه بد دیدم عذاب وجدان دارم

| مشاهده متن کامل بحث + 1411 بازدید | 74 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیزم چرا تقصیر شما باید باشه خب طبیعی بوده رفتارت میترسی دیگه منم میترسم سعی کردی از خودت دور کنی

نمیدونم اصلا عذاب وجدان گرفتم

همش صحنه مردنش جلو چشممه

من انقدر از کشتن گربه میترسممم

فقط 2 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مربی بدنسازی و پیلاتس

گربه که نمیخورت

دست خودم نیست میترسم مخصوصا از این سیاها ولی فکر نمیکردم اینطور بشه

فقط 2 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مربی بدنسازی و پیلاتس

چرا تقصیر شما باشه؟به نظرم تقصیر ادماست که نمیتونن تعادل و رعایت کنن به مدت انقد اذیتشون میکردن از ه ...

خدایااااا آدم منطقی و فهیم هم دیدیم تو سایت!

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
اصلا واینیساد حداقل جناره گربه رو بده اوتور ماشینا از روش نرن

شاید اونم عین شما میترسیده؟

یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی  اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️
خدایااااا آدم منطقی و فهیم هم دیدیم تو سایت!

قربون شما لطف دارین♥️😘

یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی  اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️
شاید اونم عین شما میترسیده؟

من شوهرمو مجبور کردم جنازشو بکشه کنار که ماشینا از روش نرن.اونم هی میگفت تو نگاه نکن برو تو ماشین

اخه باردارم هستم

فقط 2 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مربی بدنسازی و پیلاتس

اره خیلی اصلا یه لحظه از جلو چشمم کنار نمیره انقدر به مرده که با ماشین زدش جیغ زدم شوهرم به زور کردم ...

یکم غیر قابل باوره!

جیغ جیغ تو خیابون به خاطر گربه؟!

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز