هرچقدر که داداشمسر به زیر درسخون بود من شیطون بودم و درس نخون چقدررررررر مامانمو اذیت کردم البته مامانمم کم نمیزاشت کتک میزد در حد المپیک حتی کل خانواده رو بامن بد میکرد برادر کوچیکترمو باهام بد کرد .
من بد بودم اونا بدتر اما دوست داشتم الان که در شرف سی سالگیم یه کاری داشتم یه شغلی میشد ماهی پنج تومن ده تومن بهشون کمکی کنم برای مادرم بعضی موقع ها لباسی چیزی برای داداشم پول گوشی چیزی داداش بزرگم خیلی کمک حالشونه اماااا دلم میخواست منم براشون کاری کرده باشم اینکه خدایی نکرده اتفاقی براشون بیوفته و من نتونسته باشم یکم خوشحالشون کنم دلمو میسوزونه