من آدمیام که گاهی یه اتفاق کوچیک، تو ذهنم تبدیل میشه به یه داستان ترسناک.
یه جواب دیر بیاد؟ میگم حتماً ازم ناراحته.
یه درد کوچیک حس کنم؟ میگم نکنه یه بیماری جدیه.
یه اشتباه کوچیک کنم؟ فکر میکنم همه چیز خراب شد.
بهش میگن «فاجعهسازی ذهنی»؛
وقتی مغزت بدون مدرک، بدترین سناریو ممکن رو میچینه و باورش میکنه.
ولی حقیقت اینه که
اکثر اون فاجعههایی که ساختم، هیچوقت اتفاق نیفتادن.
فقط انرژی منو گرفتن، فقط منو مضطرب کردن.
الان دارم یاد میگیرم هر فکری رو باور نکنم.
هر ترسی حقیقت نیست.
هر سناریوی بدی، آینده من نیست.
شاید مغزم گاهی شلوغ کنه،
ولی من دارم یاد میگیرم آرومش کنم 🌿
catastrophizing اسمش