اول اینو بگم که هدفم از نوشتن این هست که کسایی که بعدا دچار این مشکل میشن بدونن همیشه اخرش به فاجعه تبدیل نمیشه
پنج روز بود که تست بتام مثبت شده بود
خوشحال و خندون داشتم برا روز زایمانم برنامه میریختم ک حس کردم خون ازم ترشح شد
اولش فکر کردم توهمه، بعد که دستمال گذاشتم و دیدم رگه خون هست ترسیدم
کلی گریه کردم
رفتم دکتر و دکتر پروژسترون تجویز کرد و اسید فولیک و ویتامین دی م گفت باید روند بتا کنترل شه
خونریزی هر روز بیشتر میشد و سونوگرافی چیزی نشون نمیداد چون بتا در هفته ۵ بارداری ۱۷۰ بود
رشد بتا انقدر کند بود که دکتر گفت یا داخل رحمی محکوم به سقطه یا خارج رحمی
خیلی گریه کردم
التماس خدا کردم کمکم کنه
درد های یک طرفه شدید داشتم
درد به ران پام پخش میشد، کیسه اب گرم هم دیگه اثر نداشت
شب و روزم گریه بود
خونریزیم شدیدتر
نمیدونستم دعا کنم بیفته یا بمونه
خلاصه دوهفته بعد از خونریزی اولیه، دکتر تشخیص قطعی خارج رحمی داد و امپول mtx تزریق کرد.
چهار روز بعد از تزریق دوباره بتام بیست درصد رفت بالا
خیلی ترسیدم، ولی دکتر خیالمو راحت کرد ک بتای روز ۷ و ۱۱ مهمه
روز ۷ بتا نسبت به روز ۴ سی و پنج درصد کاهش داشت
درد هام داشت بیشتر میشد
انتقباضات شدید داشتم
گاهی از درد ب خودم میپیچیدم( زیاد مسکن مصرف نکردم چون نگران بودم نکنه لوله های رحمی اسیب ببینن و دردش رو نفهمم)
عرق نعنا و نبات جوشونده شده خیلی دردامو تسکین میداد
خلاصه... روز ۱۱ شد و بتای من ۶۰ درصد نسبت ب روز ۷ کمتر شد.
دکتر گفت احتمال خطر کمتر شده و احتمال اینکه با یک دوز دفع بشه زیاده
امروز روز سیزدهم هستم و بتا ۲۰۰ شده
هنوز روحیه م خرابه ولی خدا رو شکر میکنم... اگر خونریزی نمیکردم، اگر بتا نرمال بالا میرفت ممکن بود برای همه چیز خیلی دیر شه.
امیدوارم هیچکس بارداری خارج رحمی رو تجربه نکنه.