به شوخی زدم پس سر نامزدم اونم اومد تلافی کنه یدونه زد تو بازوم ولی دستش خیلی سنگین بود فکر کنم بازوم کبود شد اشک تو چشام جمع شد😭دست بهش زدم درد گرفت الان هی میخواست بغلم کنه من هلش دادم بدم میاد ازش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سال ۱۴۰۷ تو کافه های اطراف برج ایفل باهم قهوه خوردیم چقد طعمش فرق داره با تهران...!اوایل سال ۱۴۰۶ پسرم به دنیا اومد فرم لباش کپی آرمین فرم چشاش کپی منه رنگش کپی بابابزرگم خدایا شکرت بابت داشتنشون 🕯🕯🕯🕯