سلام بچها من خواهرم و زن داداشم اومدن اینجا(خواهرم ازدواج کرده)اصلا خواهرم هروقت میاد اینجا دست به سیاه و سفید نمیزنه فقط میخوره و میخوابه ولی برعکس زن داداشم ظرفا رو میشوره سفره میندازه و.. اما خواهرم انگار نه انگار و منم واقعا ناراحت میشم چرا فقط من و زنداداشم کار کنیم اون بشینه و ایراد بگیره خیلیم بیشتر ناراحت میشم از اینکه زن داداشم کمک میکنه چون خودش یه بچه کوچیک شیطون داره بچه داری خیلی سخته مثلاً ظرف میشوره حواسشم به بچه هست اون بار داشت سفره رو جمع میکرد برادرزاده ام هسته هلو گیر کرد گلوش بنده خدا هیچی نگفت گفت اشکال نداره خداروشکر چیزی نشده پیش میاد خیلی دختر خوبیه ولی حتا خواهرم نمیاد لطف کنه حواسش به بچه باشه چیکار کنم بهشم میگم به مامانم میگه نمیدونستم انقد بی ارزشم جمع میکنه میره آبروی ماهم سر هیچی پیش شوهرش میبره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
قدر زن داداش تون و خیلی بدونید . خب به خواهرت یکبار رک بگم تو جمع نه ها تنها بودید بگو خواهر ما نوکر کلفتت نیستیم همه کار هارو کنیم که مگه من تورو بی ارزش میکنم که تو با من و زن داداش اینجور میکنی پیش شوهرت .موقع کار ها ام خواهرت و صدا کن بگو بیا کمک