امشب خسته بودم بعد کار رفتم پیاده روی دیدم یه ماشین جلوم موند دوست پسر سابقم بود که بلاکشم کرده بودم گفت بیا برسونمت منم فکر کردم ادم شده سوار شدم
همین که نشستم گفت پس دوست پسرات کجان که تنهایی من سکوت کردم چون دوسال خواستگارم بود زنش نشده بودم میدونستم باهام کلی عقده داره
هی داشت بحث میکرد یهو گفت بدبخت کی تورو میگیره من دلم برات سوخت خواستم بگیرمت چون بابات ولتون کرده
گفتم خواهرای خودت باباشون معتاد بوده سه تا زن بابا داشتن اونا شوهر کردن منم میکنم و دیدم باز ساکت نمیشه هی حرف به خانوادم میزد باز خوبه بابای من زنباز و معتاد نبود
دیدم یهو باز گفت این مدت من نبودم دوست پسر نگرفتی منم اعصابم از تهمت هاش بهم ریخت هرچی گفتم پیادم نکرد نگو عقده خواستگاری که مامانم موافقت نکرد هی رو دلش مونده و شروع کرد به تهمت ناموسی به مادرم و منم به مادر اون گفتم و بعدش منو کتک زد
منم گوشیم برداشتم شماره اجیم بگیرم با ماشینش بیاد سراغم گوشیم گرفت از شیشه پرت کنه چون روی تماس بود ترسیدم خواهرم بشنفه گوشی رو نمیداد منم دستش گاز گرفتم تا گوشی ول کنه بزور ازش گرفتم تماس قطع کردم
هر انچه فحش ناموسی لایق خواهراش بود به من داد خیلی حالم خرابه بچه ها اصلا چرا باهاش رفتم
بنظرتون مقصر من بودم هی داشت میگفت تو منو گاز گرفتی در حالیکه خودش منو محکم زد اشغال نجس