2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بابام رفته خونه پدر بزرگ و مادر بزرگم شب البته اونجا تنها بود یکهو حس کرد یه چیزی تو اتاقه رفت دید هیچی نیست رفت اتاق بعدی یکهو برق اتاق خاموش بعد پدرم میگه اگه کسی اینجاس بیاد بیرون آخرشم چیزی نشد بعد پدرم میره تو حال خونه یکهو لوستر افتاد پایین و نزدیک بخوره تو سر بابام

نظری ندارم

مگه تو عکس چی بود؟

هیچی تعریف میکرد خونه خالم بودیم ۲ شب اونجا بودیم شب دوم پا شدم آب بخورم اینستا به دست دیدم یچیز عجیبی خوابیده تو حیاط🫩 خانوم رفته عکسشو گرفته عکس یه چی شبیه گربه است اما دارکه

اتاق من و بابام دقیقا رو به روی هم بود. تخت منم ویوش میشد درب اتاق بابام. نیمه های شب بود و بیدار بودم داشتم گوشی بازی میکردم. یهو چشمم افتاد به اتاق بابام. دیدم بابام توی قاب در ایستاده توی تاریکی. سریع گوشیو قلاف کردم چون اگر میدید غر میزد چرا بیداری. توی تاریکی داشتم نگاهش میکردم همینجوری ایستاده بود توی قاب در. یهو از توی اتاقش صدای خروپفشو شنیدم فهمیدم بابام اصلا خوابه و اونی که دیدم توهم بوده

در انتظار گودو
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز