۱۰سال بود که مشهد نرفته بودم... دلم پر میکشید اما خب آقا نمی طلبید... امسال فهمیدم مامانم سرطان بدخیم داره... مینشستم پای تلویزیون حرم اقا رو نگاه میکردم و همینجور اشک میریختم و التماس میکردم... به طرز عجیبی جورشد و خانوادگی رفتیم مشهد... یک روز قبل ازاینکه بریم جواب ازمایش مامانم اومد... مامانم خوب شده بود🥹😭همگی فقط گریه میکردیم... دکتر خودشم تعجب کرده بود که چه جوری مامانم خوب شده... فرداش رفتیم مشهد... اونجا آقارو التماس کردم مامانم کامل سلامت باشه... وقتی برگشتیم دکتر گفت دیگه نیازی به شیمی درمانی نیست وفقط ایمنی درمانی... الان چندماهه دیگه مامانم حالش بد نمیشه... 🥹زندگیمون قشنگ شده... همه رو مدیون اقا امام رضام