2789

من یه کاری روقراربودبایکی ازآشناهاانجام بدم امروز رفتم دفترش ومتوجه شدم ک همش به بدنم نگامیکنه ومیخادصمیمی شه وبهم گفت مساعل اینجاروبه مادرت نگو مثل این مردای عوضی ک ب بچه هاتجاوزمیکنن میگن ب مامانت نگو😒هرچندبخاطراین اقامعرفی شدم به یه هلدینگ خیلی بزرگ ولی چون مدام بایدبااین اقادرارتباط میبودم ومنم یه دخترمظلومم واقعا قیدکارو زدمو گفتم دیگ نمیام بنظرتون کاره ددستی کردم یانه

چنان تنهایه تنهایم که انگارنیستم باخود...

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



مراقب باش معلومه یه کاری میخواد بکنه باهاتنرو اگه میتونی

اره تازه مجبوربودم باهاش خارج شهرم برم بخاطرهمین قیداون کاروزدم

چنان تنهایه تنهایم که انگارنیستم باخود...
میگفتی من چیز پنهانی از خانوادم ندارم اگ دست و پاش جمع نکرد بعد قید کارو میزدی

خیلی پروبود ولی جالبیش اینه ک ب مامانم میگفتم این اینجوریه اصلاباورنمیکرد ازبس چهره خوبی براخودش ساخته

چنان تنهایه تنهایم که انگارنیستم باخود...
شک نکن که بهترین کار رو کردی عزیز دلمبه عنوان یه دختر شاغل میگم هیچ چیزی ارزش سلامت روان و امنیتت رو ...

اره بخداتاتکون میخوردم میدیدم داره بدنمونگامیکنه مقتعمو مرتب میکردم به سینه هام نگامیکرد منم واقعامعذب شدم همش میگف صندلیتوبکش جلوترراحت ترسیستموببینی

ب ی بهونه ای سریع جیم زدم ازدفترش واقعادیگ نمیخام ریختشوببینم

چنان تنهایه تنهایم که انگارنیستم باخود...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز