از همون اول بعضی چیزارو شل نگیر
وقتی با هم ازدواج کردیم مادرش انقد بهشون گیر میداد
در حال مرگم بودن باید لباساشونو اویزون میکردن رخت اویز و چیزی زمین نمیریختن
من گفتم اخیی .خستسس بگردممم خودم میبرمممم
الان میندازه میزاره میمونه
یا اشغالارو نمیبره
دو هفته کالسکه موند گوشه اتاق نیومد بزاره تو انباری اخرش خودم رفتم رو نردبون یه دستی گذاشتمش بالا
بعد برمیگرده غیر مستقیم به من میگه تنبل 🙂🤌🤌🤌🤌🤌
دهنشو سرویس کردم میفهمه زن ادم دو دقه با لبخند کنار ادم بشینه یعنی چی
چند روز ک نون پنیرو سوپ خورد میفهمه خانمش عین ادم ازش پرسید عزیزم چیدوس داری بپزم ندونه کدومو بگه با کله ام بخوره
انقد هر روز ی مدل غذا پختم چون اقا تکراری دوس نداره برگشته میگه نمیدونم هیچی میلم نمیگیره دوس ندارم . من کلا غذاهارو با عشق میخورم واگرنه میل ندارم 😒