2777
2789

از تیر ماه یه نفر بدجوری بهم نگاه میکرد .منو میدید یه لبخند کش دار تحویلم میداد. یه پسر چشم ابرو مشکی خوش هیکل و مهم تر از مغازه داشت دندان ساز بود . بعضا میومد بیرون جلو مغازه می ایستاد . و منم مسیر همیشگیم بود هر روز چند بار که رد میشدم میدیدمش . اولا توجه نمیکردم ! بعد کم کم خوشم اومد از قیافش چون واقعا جذاب بود . هر وقت منو میدید سرخ میشد پوست صورتش و با لبخند بهم نگاه میکرد .


در ضمن همیشه با مامانم میرم بیرون خوشم نمیاد تنها برم . این هفته های آخر که مادرم حالش اوکی نبود خودم میرفتم (عزیزان الکی تو کوچه ها نمیگردم ها کلاس اینا میرم وگرنه لزومی نداره هعی برم بیام الکی )



تایپ کردم همشو از قبل الان یه جا میزارم

فال و طالع بینی تضمینی و حرفه ای با علم جفر و ابجد بیش از ۵ سال سابقه .

چند بار آخر حرف انداخت


یه بار گفت چطوری خوشگل


یه بار نون سنگک دستش بود داشت میرفت به سمت مغازه اش گفت بفرما نون تازه


و....


بار آخر بهم گفت میری کوچه بغلی بیام شماره بدم


واقعیت بعد این همه مدت (از تیر ماه امسال)خوشم اومده بود ازش ! هم جذاب هم پولدار دیگه چی میخواستم


با سرم گفتم باشه و رفتم کوچه بغل


یکم منتظر شدم نیومد . گفتم شاید ندید حرکت سرمو از کوچه دراومدم دیدم داشت میومد . خلاصه برای اینکه تابلو نشه مسیر رو عوض کردم به سمت خودپرداز و اونجا شمارشو داد

فال و طالع بینی تضمینی و حرفه ای با علم جفر و ابجد بیش از ۵ سال سابقه .

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ذوق داشتم منه خاک بر سر😭من چه میدونستم


اومدم بهش پیام دادم خیلی سنگین حرف میزدم که اشتباه نکنم . حتی هیچی من نپرسیدم هر چی اون میپرسید جواب میدادم فقط . در حد ۱۵ دقیقه روز اول حرف زدیم و از ساعت ۶ عصر غیب شد رسما ! هیج پیامی نداد منم نخواستم سبک بازی دربیارم چیزی نگفتم

فال و طالع بینی تضمینی و حرفه ای با علم جفر و ابجد بیش از ۵ سال سابقه .

ذوق داشتم منه خاک بر سر😭من چه میدونستماومدم بهش پیام دادم خیلی سنگین حرف میزدم که اشتباه نکنم . حتی ...

یکی از نشونههای متاهل شدن همین غیب شدنهاس

امیدوارم یه روزی خدا جای زخمات گل بکاره💕🌿🥰

فرداش دوباره از کلاس برمیگشتم گفت چرا از دیروز غیب شدی پیامم رو جواب نمیدی !گفتم پیامی ندادی که جواب نداده باشم


اومدم خونه یکم چت کردیم در حد ۵ دقیقه اینا برگشت گفت کی همو ببینیم ! من حتی اسمشو هم اینجا نمیدونستم! هیچی ازش نمیدونستم


گفتم بهتره مجازی آشنا بشیم چند وقت بگذره بعد !

فال و طالع بینی تضمینی و حرفه ای با علم جفر و ابجد بیش از ۵ سال سابقه .

گفت که باید از نزدیک حرف بزنیم بشناسیم همو


اینجا بود حالم بد شد حس ششم من خیلی خوب کار میکنه حس پشیمونی حس تنفر پیدا کردم یه دفعه


گفتم خب نمیشه با تماس یا پیام بگی


گفت نه عزیز جان اگر میشد میگفتم باید حضوری بگم

فال و طالع بینی تضمینی و حرفه ای با علم جفر و ابجد بیش از ۵ سال سابقه .

اینجا حس کنجکاوی من گل کرد

با اینکه ته دلم حس پشیمونی داشتم ولی برگشتم گفتم باشه فردا صبح ببینیم همو

شبش حس ناراحتیم شدت گرفت . این قلب وامونده بدجوری میزد . میگفت نروووو

بهش پیام نوشتم .

«میخواستم بگم فردا نیاین. امشب فکر کردم دیدم به صلاح نیست، حس خوبی ندارم. شرمنده.»

فال و طالع بینی تضمینی و حرفه ای با علم جفر و ابجد بیش از ۵ سال سابقه .

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز