مامانم اینا اصلا نمیزارن برم بیرون فعلا هم شرایط کارشون طوری نیست که بشه پیچوند تولد دوستم نزدیکه گفت در حد دوساعت فقط بیا پیشم منم با اینکه دوستمو میشناسن نمیزارنن😭
ببین من درک میکنم تو این سن واقعا علایق آدم و وقت گذروندن با رفیقاش خیلی منطقی به نظر میرسه و واقعا هم هست ولی چرا باهاشون نمیشینی صحبت کنی؟ خیلی صمیمی بشین بگو مامان من ۱۷ سالمه دیگه اینطور نیست که خیلی بچه باشم یا خیلی بزرگ باشم تو سنی هستم که وقت گذروندن با دوستام باعث شادی روحیه ام میشه پس چرا اینو دریغ میکنی؟ قرار نیست اتفاقی بیوفته تو یه جا نشستیم کادو میدم عکس میگیریم برمیگردم این کار های تو باعث عقده تو دل من میشه ... ببین واقعا اگه اینطوری صحبت کنی خیلی نتیجه بهتری میگیری تا پیچوندن اونو میگن نکن چون عاقبت اینه اونا دوباره موضوع رو نمیفهمن یعنی نمیفهمن که تو فقط علاقه داری بری تولد دوستت و بعد ها سر مسائل دیگه دعواتون میشه پس راهکار درستی نیست
ببین من درک میکنم تو این سن واقعا علایق آدم و وقت گذروندن با رفیقاش خیلی منطقی به نظر میرسه و واقعا ...
آخه عزیزم بارها و بارها صحبت کردم بزرگ های فامیل گفتن گفتن نمیشه که نمیشه هنوز زوده واقعا خودم دلم خونه که چرا باید برای تولد دوستم بپیچونم خیلی حالم گرفتس بقران