من دکتر بودم گفت اگه بابات نیومد بگو من بیام سراغت
من بعد دکتر آمپول زدم حالم بد بود نمیتونستم حتی پنج دقیقه وایسم سر پا خاستگارم آدرس نداشت تا میریزد ی ربع میشد اسنپ زدم یک دقیقه ای رفتم پیش خواهرم که با خواهرم برگردم که خواهرم کار داشت دوباره اسنپ زدم رسیدم خونه
بعد گفت با چی اومدی گفتم اسنپ
گفت عصبیم قطع کرد
من اون موقع حالت غش داشتم دارم فکر میکنم چرا اون موقع اون جور بام حرف زد
بعدش گفت مگه نگفتم بابات نیومد به من بگو گفتم تا تو میومدی من حالم بدتر میشد اسنپ آن واحد میرسید
بعدشم داد زد سرم که این قرارع بعدها تکرار بشه ؟
بنظرتون مقصر کیه