دیشب بردن بیمارستان
دوتایی رفتن تنها مونده ب من نگفته
امروز صب فهمیدم
ب داداشم گفتم صب کن بیام باهات گفت دیره رفتم
بعد دوباره برگشت اومد دنبال مادر زنش که از شهرستان اومده
منم باهاش اومدم
تا بیمارستان ۲ ساعت راهه .ینی ۴ ساعت تو راه بود که بیاد مادرزن رو ببره
گفتم یه مشورت میکردی من با اسنپ میاوردمش
زنش ۱۲ زایمان کرده تا الان تنها مونده هنو بچه رو تحویلش ندادن
اینقد اعصابم خورده .لذت عمه شدن کوفتم شد
داداشم بدون مشورت این کارا رو میکنه .الان زنش تنهاس
گفتم شب باید منم میبردی میگه فک نکردیم دنیا بیاد