همونی که پر اعتماد به نفس بود و هرکسیو تحویل نمیگرفت با هرکسیم هم صحبت نمیشد خودشو بالاتر آدما میدونست نه الان که مثل گداها میره کنار دیگران تا دیده شه تا باهاش حرف بزنن تا تحویلش بگیرن یه زمان من تعیین میکردم کیو تحویل بگیرم کیو تحویل نگیرم نه با هر ننه قمبری حرف بزنم و یه جوری گرم بگیرم انگار طرفو صد ساله میشناسم و هی محبت پشت محبت تاببینن منو
بسههه دیگه همین امروز تمومش میکنم و برمیگردم به خود قبلیم
بماند به یادگار