یه مدت کوتاهیه من و پسرم تنها زندگی میکنیم شوهرم کارش یه شهر دیگس ، قبلا تا شوهرم بیاد به اصرار مامانم میرفتم خونشون چون خودش و داداشم تنهان بابام فوت شده ولی این سری دیگه از دست حرفا و رفتارای مامانم اومدم خونه خودم و حقیقتا خیییلی راحت ترم ، حالا حرف اصلی اینه که هفته پیش من باهاش سر یه مسئله ای که کاملا حق با منه بحثم شد از اون موقع تاحالا نه اون زنگ زده به من نه من زنگ زدم ، حق دارم ناراحت و دلخور باشم که با اینکه میدونن تنهام ولی هیچ سراغی ازم نگرفتن حتی زنگ نزد حال بچه مو بپرسه
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه
من هم خیلی بحث میکردم دیدم فقط حرف خودش رو قبول داره ، بخاطر اینکه آق والدین نشم دیگه کلا سکوت اختیار کردم هرچی دلش میخواد میگه منم تایید میکنم ، اما سر آخر کاری که میخوامو انجام میدم