خبر خوب این ست که روزی کسی می آید.در میان روزهای خاکستری تان!
دست هایتان را خواهد گرفت!
گرمتر.صمیمی تر.و هزار بار عاشقانه تر.
کسی ک شبیه به آفتاب بعد از یک
روز برفی، به تن روزهای سردتان میچسبد.
کسی می اید از جنس محبت که مرهم تمام دردهایتان
میشود وتمام ترس و
کابوس هایتان را در آغوش ارامش حل خواهد کرد.
کسی خواهد آمد برای ساختن دوباره ی
شما که من آن شخص را معجزه ای از
،طرف خدا می نامم.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آدم بعدش پشیمون میشه که دیگه این همه تنها بودم این چه کاری بود
بنظر من بیشتر بخاطر جو روانی و اطرافیانه
اگه تونستین یه صلوات برا فروش بیشتر برام بفرستین بهم بگین که فرستادین ۵ تا براتون میفرستم💚) زندگی یک فهم است ، فکر زنجیر کنی یا پرواز ، در همان خواهی ماند.... از رجبعلی خیاط پرسیدند چرا اینقدر آرامي؟گفت : بعد از سالها مطالعه و تجربه، زندگي خودرا بر پنج اصل بنا کردم:*دانستم رزق مرا دیگری نميخورد ، پس آرام شدم!*دانستم که خدا مرا ميبيند ، پس حیا کردم!*دانستم که کار مرا دیگری انجام نميدهد ، پس تلاش کردم!*دانستم که پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم!*دانستم که نیکي و بدی گم نميشودو سرانجام به سوی من باز ميگردد ،پس بر خوبي افزودم و از بدی کم کردم!و هر روز این 5 اصل را به خود یادآوری ميكنم.