ظهر دخترم که اومد خونه میگه معلم جلوی بچها گفته تو چرا ساکتی یکم برون بده خودتو و فلان و اینا
دخترم بهش گفته پنج تا انگشت دست که مثل هم نیستن هرکس یطوره من میانگرا هستم هروقت لازم بدونم صحبت میکنم هروقت هم لازم ندونم صحبت نمیکنم نمیشه فقط یه ساعت ادمو در نظر بگیرید و قضاوت کنید
بعد معلمه گفته ک تو با هرکس دوست داشته باشی میتونی ارتباط برقرار کنی و ...
دخترم میگه گفتم من دوستای زیادی دارم شما نمیخاد نگران من باشید خودم از پس خودم برمیآمد
الان از وقتی که آمده ناهار هم نخورده خیلی اعصابش خرده انقدر از دست معلم ناراحت شدم که میخام برم مدرسه بگم تو معلمی درست بده برو چیکار داری کسی چطوره چقدر بعضی معلم ها فضولن