2821
2789
عنوان

دوری از خانواده

103 بازدید | 9 پست

اومدم شهر غریب از 16 مهر پیش خالم خانواده پدری مادرم

تازه فهمیدم پدر مادر من فرشته بودن

با من مثل پرنسسا رفتار میکردن

🫠🫠

من کارا شخصی خودم میکنم

ولی خالم انگار یه جوری رفتار میکنه انگار از رختخواب تا همچی من جمع میکنه

انتظار داره ناهار که گرم کردم

من بریزم تو حلق پسر 12 سالش

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

والا همه شواز مهر خونه خالتی؟الان خیلی احترامت دارن یا ندارن؟چرا اونجایی

من کلاس دهمم

انتخاب رشتم که کردم رفتم مدرسه بعد نامه اومد که اون رشته ظرفیت پر شده اولویت با کسایی هست که زودتر ثبت نام کردن

منم دیر ثبت نام کرده بودم که باید میرفتم یه مدرسه دیگه ثبت نام میکردم

خلاصه بالا پایین کردم اون رشتم همجا پر شده بود اومدم شهر پدری مادریم و پیش خالمم که مجرده یه پسر بچه 12 ساله داره

خالم اول ها رفتارش خوب بود ولی

الان چند روزه الکی بهم گیر میده

درسته من شاید یه جاهایی یکم کم بزارم تو انجام کارام

ولی باید درک کنه که درس دارم

انتظار داره ظرفا جمع کنم بشورم...همه رو

امروز اومد دید غذا دیشب گرم کردم و یکم تهدیگ سوخت

سر صدا ....

الان اومدم تو اتاق

خیلی ناراحتم


خب عزیزم خالتم یکم حق داره ، نمیگم همه کارا رو بکن ولی کارای خودتو اقلا انجام بده عزیزم

من کارای خودم همه انجام میدم نمراتم هم خوبه

ولی خیلی اخلاقش بده فکر میکنه من وظیفه دارم همه کاراش بکنم

کلا همینجوری هست

خدا نکنه مامانم اینا بیان خونش

دیگه اصلا کار خودش انجام نمیده

من خودم یه خواهر زاده هم سن شما دارم جونم به جونش وصله ولی باور کن اکثر بچه های الان خیلی گستاخ و تن ...

الان همش داره یه سری حرفا میزنه

میدونم از سر عصبانیت هست

ولی خیلی ناراحت شدم

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز