مامانم یک هفته و خورده ای میشه رفته مسافرت و منو داداشم و خواهرم تنهاییم. امشب هیچ کس هیچ جا دعوتمون نکرد نه خاله ها نه دایی ها با خانواده ی پدریمم خیلی جور نیستیم. راستش ناراحت نیستم ولی اینکه هیچ کس مارو یادش نبود یه حس عجیبی داشت.
|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.