خانوم ها من و همسرم پارسال خونه امون بازسازی کردیم و با توجه به شرایط بارداری من معمار خونه رو افتضاح تحویل داد من زایمان کردم و چاره ای نبود که بریم تو خونه ساکن بشیم ولی خوب رشته من معماریه و برای خونه مردم من طراحی میکنم واقعا حالم از خونه بد بود و انقدر که با هیچکس رفت و آمد نمیکردم انگار شما در رشته ای زبانزد صاحب نظر باشید و تو همون رشته در کار خودتون ضعیف و چند روز پیش با معمار خودم شروع کردیم خونه رو دوباره بازسازی از اونجا که تمام خرابکاری های قبلی دست گل همسر و دوستاش بود همسرم گفت هزیته این بازسازی خپدش میده ( من هزینه بازسازی پارسال داده بودم) منم قبول کردم رفتیم تو بازسازی که آقا کن آورد شروع کرد بهانه گرفتن منم رفتم یه نقدینگی رو جور کردم و خودم این هزینه رو هم دادم ولی تو این حیث یه دعوا بدی کردیم که تو اون دعوا کلی حرفای چرت و پرت زد من خودم کار میکتم و چون باهاش شریک ام مثال گفت من آدمت کردم برات اینکار کردم اونکار کردم این چرت و پرتا حالا فردا تولد پسرمون هست داریم تو یه کافه تولد میگیریم امشب انقذرر اصرار کرد لباس بخر ولی من چون نمیتونم بخاطر بنایی به پول خودم دست بزنم قبول نکردم کارت داد که برو بخر ولی اتقذز دلم شکسته اصلا نزفتم و چون تو بنایی هستیم همه لباس ها جمع شده و مخصوصا من هیچی ندارم فردا بپوشم دارم در حد اسپرت اصلا مناسب فردا نیست الانم دوباره پیام هاش خوندم بدتر حرصم گرفت اصلا میخام فردا تولد هم نرم