سلام خلاصه بگم چند روز قبل از نامزدی داداشم بود دو سال پیش؛ اول بگم که دختر داییم انگار یه جورایی از داداشم خوشش میومد. زنگ زد گفت چیه و کیه دختره؟از کجا پیداش کردید؟ گفتم اینم داداش فلانی و فلانی(داداشای خودش) (چون روابطمون خیلی نزدیک بود مثل خواهر و برادر بودیم با هم)هست و مثل اونا خودش پیدا کرده. یه خنده بدجنسانه ای اومد و گفت خوشم اومد با عرضه ست نه مثل بعضیا که باباشون براشون زن می گیره( شوهر منو می گفت) برا نامزدی و عروسی داداشم که نمیشد بد رفتاری کنم چون میزان بودم و در حد سلام علیک و خوشامد گویی و خداحافظی نه چندان گرم یعنی مثل قبلم نبودم. حالا اون هم چند وقت پیش نامزد کرد و حالا هم عروسی کرده برا نامزدیش رفتم چون مهمانی کوچیک بود در حد سلام علیک. اما برا عروسیش کلا رقصیدم و معمولی بودم تو جشن چون ضایع بود اگه نمیرقصیدم مخصوصا که ما همسنیم و با هم بزرگ شدیم و هم اینکه دوست داشتم برقصم و رقصیدم اما فقط بهش تبریک گفتم. حالا مامانم قراره پا گشاش کنه. دوست دارم بهش یه جوری گلایه کنم. چیکار کنم؟
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
مهم عشق بعد ازدواجه وگرنه خیلیا به قول خودشون با عشق (البته به نظر من عشقای امروزی کشکه چون هر بنی بشری تو خیابون ببینی تیکه کلامش عاشقتمه) ازدواج کردن الان روی صندلیای دادگاه نشتند برا طلاق.
من در این تاریکی فکر یک بره روشن هستم تا بیاید علف خستگی ام را بچرد (:
چ حوصله ای داریا استارتر حالا مثلا شوهرت بی عرضه یا با عرضه باشه چ فرقی میکنه انقد حساس نباش. همونجا باید جوابشو میدادی خلاص مثلا میگفتی بعضی وقتت بی عرضه بودنم خوبه چون ی فرشته نصیب ادم میشه و چیزای دسگه