بهم گفتن بنویس تا عقده یک دلت وا شه.
چرا با آدم یکاری میکنین که نتونه کنار بیاد؟
خشم داشته باشه؟
چجوری دلتون اومد ادعای عاشقی کنی ولی راحت کنارم بزنی؟احساساتم رو به پات ریخته بودم داشتم از همه چیم میگذشتم چی گیرت اومد؟ یک دختری که بافته دنبالت و رگ بزنه برات که احساس قدرت کنی؟ چقدر غرورم به خاطرت له شد؟ نامرد گفتم که اولین نفری بودید که گذاشتم بیاد تو زندگیم و تو اینجوری کردی؟ خوب نمیومدی خودت خرم کردی؟ یکسال بیشتره که گذشته عقده شده برام بهت فحش بدم ولی حتی نذاشتی بهت فحش بدم.یجوری گذاشتی برم که بتونی برگردی ولی آنقدر هر نشدم که دوباره بزارم بیای.
به کی بگم کمکم کنه؟ دارم تو بدبختی غلط میزنم.راه به جایی ندارم.
دوست دارم ولی نمیخواهم تو زندگیم باشی.عقده شده برام که بهت فحش بدم.
غرور به شده ام عقده شده برام.
جوابتم دادم ولی چرا آروم نمیگیرم؟چرا دلم آتیشه؟ چرا ی خبری ازت نمیاد بگم بدبخت شدیم خیالم راحت بشه.
چاره ای ندارم نمیتونم خودمو در حد خودت کوچیک کنم فقط به خدا میسپارم که جوابتو بده