مادر شوهرم رفته دارو گرفته واس لاغري ما البته ما چاقم نيستيم منم تا فهميدم به شوهرم گفتم استفاده نكن چرا دخالت ميكنه ما چاق و لاغريمون ب خودمون مربوطه و بحثمون شد بهم گفت من هيچوقت توهين نميكنم منم گفتم اين توهين نيس بعد بهم گفت از اين كارات خسته شدم ب سلامت منم رفتم وسيله هامو جمع كردم گفتم ميرم تو بمون و همونا