الهی بمیرم راحت شم الهی نابود بشم الهی همین امشب تو خواب نفسم قطع شه بسمه خستمه دیگ نمیتونم کی قراره تموم شه از بچه گی زجر تا همین الان حتی یه روز خوشم نداشتم دیگه نمیتونم
دو سه روزه حالم خیلی بد بود افسردگیه ریشه دارم برگشته بود خیلی داشتم تلاش میکردم اروم باشم خیلی داشتم تلاش میکردم مادر بدی نباشم اما از شش صبح با صدا پسرم بیدار شدم همش میگفت دلم درد میکنه و یه بند بالا میاورد تو مدرسه خوراکی کثیف دوستاش رو خورده کلاس اولیه نمیفهمه و من هیچ کاری نمیتونستم بکنم جز تمیز کردن کثافت کاری هاش چون پول نداشتم دکتر ببرمش انقدر بالا اورد رنگش زردشد افتاد و خوابید و من جز حرص خوردن هیچ کاری نمیتونستم بکنم حتی اگه میمیردم پول نداشتم کاری کنم و این موضوع داشت روانیم میکرد
با رسیدگی خونگی درمانش کردم خداروشکر
تمامه خونه رو کثیف کرده بود انقدر شستم و ضد عفونی کردم حالم بدترشد ناهار نمیخورد و اذیتم میکرد من فقط سکوت کردم
یه جا مایع ای دیواری جدیدن خریدم ۶۰۰ تومن(دوماه پیش) پر بود پسرم نمیدونم چیکار کرد از دیوار انداختش جای مایع محکم بود نمیدونم چطوری انداخت و تمامه مایعش ریخت و حیف شد هیچی نگفتم گفتم اشکال نداره
بار دوم انداخت زمین مایعش ریخت زمین هیچی نگفتم فقط یادش دادم نریزه حیفه
بار سومم جا مایع ای رو انداخت زمین هم مایع ریخت و هم جا مایع ای شکست
دیگ مایع دستشویی ندارم تمامش رو ریخت زمین دیگ تموم شد دیگ پولم ندارم بخرم
خون به مغزم نرسید دسته جارو برداشتم کلی زدمش 😭😭😭الهی بمیرم
من که بچه نمیخواستم خدا چرا بهم داد
خدایا الان که بچه دادی پولم بده بخاطر یه مایع و جا مایعه ای بچه رو نزنم😭😭😭
اگه پول داشتم دکتر اعصاب میرفتم انقدر عصبی و حرصی نباشم
میدونم نمیخونید اشکال نداره