2777
2789
عنوان

امروز

80 بازدید | 15 پست

سن مامانمو حساب کردم داره 60 سالش میشه و من ترسیدم. 

از از دست دادنش،  نداشتنش،  جز دون کسی رو ندارم. 


خدا بهم رحم کن،  همه ی مامانا سالم باشن. 

طاقت از دست دادن یکی دیگه رو ندارم😭😭😭

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مریض نیست فقط یهو ته دلم خالی شد که اگه نباشه چی میشه. بابامو ندارم

نشخوار ذهنیه. این اتفاق می افته برای همه ولی لازم نیست بررسیش کنیم. تفریحات و لذت هات را بیشتر اهمیت بده. اضطرابی هم هستی؟ خوابتون خوبه؟

روانشناس

چطوری رفع شد؟

اگه حوصله داری بخونش،  چون یکم میخوام خالی شم🥲🙏🏻


بخوام تشبیهش کنم وقتی ptsd داشتم مثل ی ساختمون نصف و نیمه ای بودم که تو زلزله برداشته بود، سست و ضعیف ولی هنوزم میتونستم سرپا باشم ولی با استرس و اضطراب درگیر بودم یجورایی بخاطرش موضع ضعف داشتم نمیتونستم با اتفاق کنار بیام.

رفتم سرکار همزمان هم اعتماد بنفس بیشتر شد هم صاحبکارم اذیت میکرد اضطرابم بیشتر میشد. با یکی آشنا شدم آدم لاشی و خودشیفته ای بود جریانش تاپیکهای اولم هست.

این آدم همون سرپا بودنمو ازم گرفت. از کار اومدم بیرون یک ماه و نیم خونه نشین شدم ولی چون عادت بکار پیدا کرده بودم نمیتونستم کنار بیام تو خونه بمونم. کلا نابود شدم. ساختمون نصف و نیمه فرو ریخت. دقیقا همین حالم بود. 

نمیتونستم بزارم این آدم نابودم کنه،  نمیتونستم بزارم دوستم که بهم آسیب میزد ببینه من نابود و خونه نشین شدم. سر لجشون سرپا شدم. 

بعد یک ماه و نیم  کلاس رفتم، باشگاه رفتم. خانوادم حمایت عاطفیم کردن. 

دوره های روانشناسی نگاه میکردم کتاب میخوندم، از آدمای سمی دور ی میکردم.هدف تعیین کردم برای خودم که دوباره خودمو از اول بسازم(قراره کنکور بدم برای پرستاری). 

یجورایی تجربه ام رفت بالا،  بیشتر با خودم آشنا شدم و خودمو بیشتر دوست داشتم.

شاید کیف کنن بخاطر زخمی که بهم زدن، الان بشینن برای یکی دیگه تعریف کنن من بد داستان بودم ولی گذشتم ازشون.

اگه حوصله داری بخونش، چون یکم میخوام خالی شم🥲🙏🏻بخوام تشبیهش کنم وقتی ptsd داشتم مثل ی ساختمون نص ...

خیلی خوب بوده که خانواده امنی داشتی. اینا که گفتی ptsd نبود. اینا تجربه های بدی بود که با انعطاف پذیری شناختی و روانی تونستی ازشون بگذری.

روانشناس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

یه سوال دارم

مجبور | 3 ثانیه پیش
2791
2779
2792