2821
2789
عنوان

تپش‌های قلبت

42 بازدید | 0 پست

تمام عمرم در نشستن و چشم‌به‌راهی گذشت...
چشم‌به‌راه دیدنت،
و شنیدن دوباره‌ی تپش‌های قلبت.

و هر لحظه با خیال حضورت نفس کشیدم،

با امیدی که گاهی به لرزش افتاد،

اما خاموش نشد...

چون می‌دانستم روزی دوباره

گرمای حضورت،

به سردی این انتظار پایان خواهد داد.

ولی بچه‌ها، خاک گلدون کسی باشید که وقتی به آسمون رسید، بدونه ریشه‌اش کجا بوده.

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز