باهاش قهر می کنید؟ تاپیکهای کنکور منو یاد سالهای دور انداخت. پدر و مادرم تبریک نگفتند گفتند خواهرت ناراحت میشه. مادرم حتی یه لبخند بهم نزد. خواهرم از مرداد که رتبه ها اومد باهام قهر کرد تا بهمن ماه. ترم دوم دانشگاه در اثر بیماری خودایمنی تیرویید، تیروییدم از کار افتاد و یه ترم دانشگاه نرفتم. همون سال یه ماشین صفر به اسم خواهرم خریدند. تمام سالهای دانشجوییم نیش و کنایه زد. کاش فکر نکنیم یکی موفق شد دیگه میشه هر رفتاری باهاش کرد...
اگر در تاپیکی نظرات بیجا و غیرمنطقی به کامنت من دادین و پاسخی دریافت نکردین دیگه بدونین ارزش خودتون و نظرتتون در چه حد پایین بوده. پس احترام خودتونو نگه دارین.باتشکر
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اتفاقا من کلی براش خوشحال میشدم که خانواده مون رو سربلند کرده
ای پرچمت ما را کفن 🇮🇷ببخش باران، که تو میباری و ما شسته نمیشویم🍂تو زادهای از جنس درد ولی سرشار از امید💕 به قول شاعر ( اهل هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ..! )..در تلاش داشتن زندگی خوب، حال خوب🦋همچو کرم پروانه در انتظار شکافتن پیله و پروانه شدن🦋🤍
آره بچه اول و نوه اول بود. بعد از کنکور همه براش دل می سوزوندند. قیافه شو مظلوم می کنه. همه دلشون می سوزه. مادرم می گفت تو رو برو جای این کنکور بده اینم قبول شه. یکی دیگه می گفت خودت فقط پیشرفت نکن دست خواهرتم بگیر. در حالیکه هنوز کسی نمی دونه من ترم دوم دانشگاه به خاطر بیماریم نتونستم سر کلاسها برم. چون خونه جوش اینجوری بود جرات نکردم بگم تو دانشگاه مشکل پیدا کردم. دیدم هیشکی از موفقیت من خوشحال نیست گفتم لابد از شکستم خوشحال میشن. خیلی تنها بودم. بعدش سر ارشد هم قهر کرد.