2777
2789

موضوع قبلم گفتن 

شما که میگی زیاد داری تا این موقع چطور سرکاری 

مگه ربطی داره جدی 

من دارم ولی 

میام سرکار چیزیو ک در میارم یا برای بچه های بهزیستی خرج میکنم 

یا جمع میکنم دوباره به وقتش واسه چیز مهم 

فقطم دلیل سرکار اومدنم برای سرگرمیم هست 

اشکالی داره بنظرتون؟؟؟

هروقت امضام دیدین 💜لطفا برای سلامتی خانوادم 💋صلوات بفرستین💖لایک کنین💖💜💖💜💚 منم صلوات بفرستم واستون💖💖💖💖💖💖💖 خـدایـا ببخش من و فردا مسیر درست و جلو راهمون بزار محتاج صلوات همتون هستمم برای زنـدگـیم💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖

معلومه که ربط نداره. دکترا سطح درآمد خیلی خوبی دارن، ولی صبح و ظهر و شب و نصفه شب تو مطب و بیمارستانن

حال من، حال اون آدم زخمیه      که خودش دیده زخمش چقد کاریه، اما جایی نمیره      خوش نشسته بمیره...

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

نه همه به خاطر مشکل مالی سرکار نمیرن

بعضی برای سطح زندگی بالاتر سرکار میرن

یا من میرم چون میخوام برای آینده بچه هام پس انداز کنم 

وگرنه نرم هم میتوتیم با حقوق شوهرم زندگی کنیم البته سالهای سال هست ازدواج کردیم

اینا همش مغلطه هست و واقعا ربط دادن دو تا چیز بیربط!!!

بعضی مردم که اکثرا هم تنبل هستند خودشون فکر میکنند آدمهای پولدار یا کلا کسی که مال داره باید بشینه یه گوشه پاشو بندازه رو پاش!! یکبار از خودشون نمیپرسند که خب اگر طرف بشینه و کار نکنه از کجا قراره پولدار بمونه!!!!

من خودم هیچوقت برای سرگرمی کار نکردم. برای پول و درآمد و استقلال مالی کار کردم. خداروشکر تا حدی هم بهش رسیدم

اما این راه پایان نداره که. باید مداوم باشه تا نتیجه همیشگی و بهتر و بهتر و بهتر داشته باشه

برای سرگرمی هم میرم کلاس مهارت جدید یاد میگیرم سفر میرم میگردم و…


هیچ ربطی به اوضاع مالی ادم نداره مگه کسی که کار میکنه نداره؟ اتفاقا بیشتر اوقات برعکسه کسایی که خانواده ضعیفی دارن معمولا اجازه کار کردن ندارن من هم پدرم داشت هم همسرم ولی هردو بابت کار کردنم پشتوانم بودن یک زن وقتی کار میکنه و دستش تو جیب خودشه ناخوداگاه  براش احترام بیشتری قائل میشن و ازادی بیشتری داره استقلال داره و اصلا نیازی به پول پدر و همسرش نیازی نداره کمتر دچار افسردگی میشه و جامعه بیشتر بهش حق میدن و نسبت به زن های خانه دار شادتر هستن

به او سلام نکردم، نه از بی‌مهری، که از دانستن. دانستن اینکه بعضی پیوندها، حتی اگر با لبخند آغاز شوند، پایانی جز درد ندارند. و ای کاش هیچ وقت نمی‌دانستم که تو آغاز دردی و آغاز پایان تمام من؛ پایان آرزوهای هزار رنگ دخترانه‌ام، پایان تمام زنانگی‌های رخنه کرده در وجودم. و من می‌دانستم که با آغاز تو، پایان خود را آغاز می‌کنم. و من رهایی از بند آغوشت را برگزیدم، که باز هم پایانی جز به آغوش کشیدن خاکستر آرزوهایم نداشت. و امروز در امتداد درد رها کردنت، به خود می‌پیچم. و این کم‌ترین بهایی است که تلاقی نگاه‌هایمان بهم داشت. و من ناگزیرم که بپذیرم، تو برای من در عظمت یک رویا باقی خواهی ماند. این درد آمیخته به عشق و حسرت، آخرین مرثیه‌ای بود که تو برای من باقی گذاشتی. و ما از آغاز وارثان درد بودیم و سال‌هاست که محکومیم به تحمل... تو زیباترین حزن من بودی. عزیزترین زخمم بودی.و اینکه با افعال گذشته از تو یاد می‌کنم، غم‌انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده‌ام. یاد تو هنوز در قلبم زنده است، اما سایه‌ات بر زندگی‌ام سنگینی می‌کند. هر لحظه‌ای که بدون تو می‌گذرد، حسرتی عمیق در دل من می‌افزاید. تو به من آموختی که چگونه عاشق باشم و چگونه درد را احساس کنم. در یاد تو، لبخندها و اشک‌هایم گره خورده‌اند و هر خاطره‌ای از تو را به عنوان یک نشانه از عشق و فقدان می‌نگرم.و بزرگ‌ترین آموخته‌ام در این مبارزه نابرابر این بود که غم، بهایی است که برای عشق می‌پردازیم. و دردناک‌ترین قسمت آن این بود که هیچ وقت ندانستی دلم با ماندن بود؛ راه، اما راهِ رفتن... و تو نمیدانی چه رنجی‌ست، کشاندنِ تنِ خسته‌ای که خواهانِ ماندن بود.

نود درصد همکارام وضع مالی خوبی دارن این چرتو پرتا چیه ؟

زنای موفق عاشق کار کردنن 

تو خونه نمیتونن بمون خاله زنک‌میشن حوصلشون سر میره 

واقعا تو سال ۲۰۲۵ هنوز زنای بیسواد و کودن و داغون که این افکار چرتو و پوسیده داشته باشن وجود دارن ؟

پس چرا زنای اطراف من انقدر باشعورو فهمیده بروزن همشون اطلاعات سیاسی و اقتصادی و اجتماعیشون بالا 

احساس میکنم بعضی زنا هنوز تو صد سال پیش زندگی میکنن ادم چندشش میشه 

هیچ ربطی به اوضاع مالی ادم نداره مگه کسی که کار میکنه نداره؟ اتفاقا بیشتر اوقات برعکسه کسایی که خانو ...

بعضی چیزارو تو نی نی سایت میخونم خیلی برام عجیبه احساس میکنم بعضی کاربرا تو ی دهات دورافتاده بدون دسترسی به اینترنت و دنیای بیرون زندگی میکنن 

درصورتی به برکت اینترنت حتی مردمان دهاتها هم بروز و فهمیده شدن 

بعضی چیزارو تو نی نی سایت میخونم خیلی برام عجیبه احساس میکنم بعضی کاربرا تو ی دهات دورافتاده بدون دس ...

دقیقا من قبلا زیاد نی نی سایت وقت نداشتم چک کنم چند روزه بیکارم چک میکنم هر ازگاهی چیزایی میبینم که مغزم سوت میکشه مگه نسل این جور زنا منقرض نشده مگه میشه یه زن خودش زن ستیز باشه کار کردن یه زن چه ربطی به نیاز مالیش داره درسته یه بخشی از کار کردن به خاطر پولشه مسلما کمتر کسی راضیه مفت و مجانی کار کنه  ولی هزار و یک دلیل دیگم داره که متاسفانه این افراد از درکش عاجزن 

به او سلام نکردم، نه از بی‌مهری، که از دانستن. دانستن اینکه بعضی پیوندها، حتی اگر با لبخند آغاز شوند، پایانی جز درد ندارند. و ای کاش هیچ وقت نمی‌دانستم که تو آغاز دردی و آغاز پایان تمام من؛ پایان آرزوهای هزار رنگ دخترانه‌ام، پایان تمام زنانگی‌های رخنه کرده در وجودم. و من می‌دانستم که با آغاز تو، پایان خود را آغاز می‌کنم. و من رهایی از بند آغوشت را برگزیدم، که باز هم پایانی جز به آغوش کشیدن خاکستر آرزوهایم نداشت. و امروز در امتداد درد رها کردنت، به خود می‌پیچم. و این کم‌ترین بهایی است که تلاقی نگاه‌هایمان بهم داشت. و من ناگزیرم که بپذیرم، تو برای من در عظمت یک رویا باقی خواهی ماند. این درد آمیخته به عشق و حسرت، آخرین مرثیه‌ای بود که تو برای من باقی گذاشتی. و ما از آغاز وارثان درد بودیم و سال‌هاست که محکومیم به تحمل... تو زیباترین حزن من بودی. عزیزترین زخمم بودی.و اینکه با افعال گذشته از تو یاد می‌کنم، غم‌انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده‌ام. یاد تو هنوز در قلبم زنده است، اما سایه‌ات بر زندگی‌ام سنگینی می‌کند. هر لحظه‌ای که بدون تو می‌گذرد، حسرتی عمیق در دل من می‌افزاید. تو به من آموختی که چگونه عاشق باشم و چگونه درد را احساس کنم. در یاد تو، لبخندها و اشک‌هایم گره خورده‌اند و هر خاطره‌ای از تو را به عنوان یک نشانه از عشق و فقدان می‌نگرم.و بزرگ‌ترین آموخته‌ام در این مبارزه نابرابر این بود که غم، بهایی است که برای عشق می‌پردازیم. و دردناک‌ترین قسمت آن این بود که هیچ وقت ندانستی دلم با ماندن بود؛ راه، اما راهِ رفتن... و تو نمیدانی چه رنجی‌ست، کشاندنِ تنِ خسته‌ای که خواهانِ ماندن بود.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   bano_deli  |  10 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  21 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  20 ساعت پیش