2777
2789

من خودم عربم ، قبلا هرچی نوشتم خارجی بودن ولی اینبار دلم خواست ایرانی بنویسم و بنظرم اومد یکی از اتفاقاتی که برا خودم افتاد رو ولی با تغییرات زیاد بنویسمش 

راجب یه دختر که توی یه خانواده نسبتا سنتی زندگی میکنه و پدرش به دلیل تصادف میره تو کما و دختره و مادرش پیش پدربزرگ پدریش زندگی میکنن ،دختره تو دانشگاه از یه پسر خوشش میاد که پدر پسره شیخ طایفه ای هست و ادم خیلی خوبی ولی پسره بخاطر از دست دادن عشقش چندسال قبل هنوز نتونسته عاشق بشه و رابطش با دخترا در حد یه رابطه یکشبه هست ،با دختره که اشنا میشه دختره خیلی مغروره و توی دانشگاه هم زیاد با کسی صمیمی نمیشه بخاطر غرورش اما بعد کم کم با دختره صمیمی میشه اما مثل رفیق و دختره متوجه میشه پسره چطور ادمیه و برا رابطه یکشبه میخوادش ولی دختره قبول نمیکنه و همچیز بینشون بهم میخوره ،چون شهرشون کوچیکه یکی از اقوام نزدیک پسره رو برای عمو کوچیکه دختره عقد میکنن و چون پدر دختره تو کما بوده سریع یه مراسم میگیرن ولی تو مراسم عروسی پسره و دختره همو میبینن و پسره میخواد به دختره تجاوز کنه اما دختره فرار میکنه و همه متوجه میشن و همین باعث ابروریزی برای هردوطرف میشه و.....


 دقیقا از اینجا قضیه اصلی رمان شروع میشه 

این یه مقدمه ازش هست،نظرتونو بگید



کلیشه‌ست دیگه عزیزم

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

من خودم هم رمان مینویسم و طبق تجربه ای که دارم، زمانی رمانی مثل این ها خیلی پرطرفدار بود اما الان مخاطب های زیادی علاقه مند به این موضوعات نیستن. 

اگه میخوای برای خودت بنویسی اوکیه ولی اگه میخوای بعدا چاپش کنی یا پخشش کنی به نظرم باید تجدید نظر کنی

زندگیِ چندمته كه توقع داری هيچ اشتباهی نكنی؟!

من خودم هم رمان مینویسم و طبق تجربه ای که دارم، زمانی رمانی مثل این ها خیلی پرطرفدار بود اما الان مخ ...

نه بابامنکه رشتم و بازار کارم حقوقه نوشتن برا سرگرمیه

البته یه ایده دیگه ام دارم ولی تکراریه راجب یه دختر که تو خانواده پولداریه و برخلاف عقیده پدربزرگش و به حمایت پدرش خیلی به خودش میرسه و ازاده و به شدت جاه طلب و با دوستاش توی مهمونی میره که یه شب که پلیس از مهمونی میبرتشون اداره اونجا پسر یکی از افسرهای پلیس یا سرگرد و یا سرهنگ و میبینه و ازش خوشش میاد البته اینم بگم پسره زیاد مذهبی نیست اما خب درحد خانوادش از چیزایی دوری میکنه

نمیدونم کدوم بهتره تاحالا ایرانی ننوشتم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  14 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  13 ساعت پیش