مادرشوهرم یه فرش کهنه داده بود بهمون خاهرشوهرم اومد خونه گفت مادرم فرشای نو تر داره از اونا بگیر ازش ، ما رفتیم خونشون من ک هیچی ب مادرشوهرم نگفتم شوهرم گفت یه فرش نوتر بیار ک ابجی اینطوری گفته ... بعد ک من برگشتم خونمون روز بعد خاهرشوهرم زنگ زد عصبانی بود میگف مادرم گفته تو داداش رو ب خاطر فرش طعنه دادی تو همیشه شوهرت ب خاطر ما طعنه میدی. من موندم اصلا😐 گفتم بخدا من نگفتم بعد گفت من دیگ خونتون نمیام فلان ... واقعا نمیدونم دیگ چیکار کنم 😐😐😐