خواهرم دوسال پیش توسط بابام کتک خورد بعد ببخشید بابام خواست از دلش دربیاره کسی تو اون اتاق نبود بابام افتاده رو خواهرم و خیلی ببخشید لب خواهرم رو خو.رده
و خب خواهرم بهش تقریبی تجاوز به حریم خصوصی شده از دوسال پیش تا الان یک ذره حالش خوب نیست! یک ذره نمیتونه فراموش کنه مدام گریه میکنه و حالش بده به مامانم هم که گفته بود ، مامانم از بابام دفاع کرد و گفت نه شما دهنتون کثیفه که خب ما یه چیزایی دیده بودیم الان نشسته هی داره گریه میکنه بخدا صبح تا شب اخماش تو همه دیگه خستم کرده هرچقدر باهاش صحبت میکنیم حالیش نمیشه دیگه بدم ازش میاد خسته شدم یه راهکار بدید توروخدا دیگه بریدیم خستمون کرده